تبليغاتX

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

به وبلاگ سیروس سکاکی خوش آمدید
 
به وبلاگ سیروس سکاکی خوش آمدید

در زمان ها ي گذشته، پادشاهي تخته سنگی را در وسط راه قرار داد و براي اين که عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايي مخفي کرد.

بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از کنار تخته سنگ گذشتند.

بسياري هم غرولند مي کردند که اين چه شهري است که نظم ندارد.

حاکم اين شهرعجب مرد بي عرضه ايست و ...

با وجود اين هيچ کس تخته سنگ را از وسط بر نمي داشت.

نزديك غروب، يك روستايي که پشتش بار ميوه و سبزيجات بود، نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناري قرار داد. ناگهان کيسه اي را ديد که زير تخته سنگ قرار داده شده بود، کيسه را باز کرد و داخل آن سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا کرد.

پادشاه در آن يادداشت نوشته بود:

"هر سد و مانعي مي تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد"

ماده 1 – از تاریخ تصویب این قانون اشخاص زیر:

1 – نخست وزیر – وزیران– معاونین و نمایندگان مجلسین.

2 – سفراء- استانداران – فرمانداران کل – شهرداران و نمایندگان انجمن شهر.

3 – کارمندان و صاحب منصبان کشوری و لشگری و شهرداریها و دستگاههای وابسته به آنها.

4 – کارکنان هر سازمان یا بنگاه یا شرکت یا بانک یا هر موسسه دیگر که اکثریت سهام یا اکثریت منافع یا مدیریت یا اداره کردن یا نظارت آن متعلق به دولت و یا شهرداریها و یا دستگاههای وابسته به آنها باشد.

5 – اشخاصی که به نحوی از انحاء از خزانه دولت یا مجلسین یا موسسات مذکور در بالا حقوق یا مقرری یا حق الزحمه یا پاداش و یا امثال آن به طور مستمر ( به استثنای حقوق بازنشستگی و وظیفه و مستمری قانونی) دریافت میدارند.

6 – مدیران و کارکنان بنگاههای خیریه ای که از دولت یا از شهرداریها کمک مستمر دریافت میدارند.

7 – شرکت و موسساتی که پنج درصد یا بیشتر سهام یا سرمایه یا منافع آن متعلق به یک نفر از اشخاص مذکور در فوق یا بیست درصد یا سهام یا سرمایه یا منافع آن متعلق به چند نفر از اشخاص مذکور در فوق باشد و یا اینکه نظارت یا مدیریت و یا اراده و یا بازرسی موسسات مذکور با آنها باشد ( به استثنای شرکتها و موسساتی که تعداد صاحبان سهام آن یکصدوپنجاه نفر و یا بیشتر باشد مشروط براینکه هیچ یک از اشخاص مذکور در فوق بیش از پنج درصد از کل سهام آن را نداشته و نظارت یا مدیریت یا اداره و یا بازرسی آن با اشخاص مذکور در فوق نباشد.)

8 – شرکتهایی که اکثریت سهام یا سرمایه یا منافع آنها متعلق به شرکتهای مندرج در بند 7 باشد نمی توانند ( اعم از اینکه در مقابل خدمتی که انجام میدهند حقوق یا مالی دریافت دارند یا آن که آن خدمت را به طور افتخاری و رایگان انجام دهند) در معاملات یا داوری در دعاوی با دولت یا مجلسین یا شهرداریها یا دستگاههای وابسته به آنها و یا موسسات مذکور در بند ( 4 و 6 ) این ماده شرکت نمایند اعم از اینکه دعاوی مزبور در مراجع قانونی مطرح شده یا نشده باشد.

( به استثنای معاملاتی که قبل از تصویب این قانون قرارداد آن منعقد شده باشد.)

تبصره 1 – پدر و مادر و برادر و خواهر و زن یا شوهر و اولاد بلافصل و عروس و داماد اشخاص مندرج در این قانون و همچنین شرکتها و موسساتی که اقربای فوق الذکر به نحو مندرج در بند (7 و 8 ) در آن سهیم یا دارای سمت باشند نمیتوانند با وزارتخانه ها و یا بانکها و یا شهرداریها و یا سازمانها و یا سایر موسسات مذکور در این قانون که این اشخاص در آن سمت وزارت و یا معاونت و یا مدیریت دارند وارد معامله یا داوری شوند.

تبصره 2 – شرکتهای تعاونی کارمندان موسسات مذکور در این ماده در امور مربوط به تعاون از مقررات این قانون مستثنی خواهند بود.

تبصره 3 – منظور از معاملات مندرج در این ماده عبارت است از :

1 – مقاطعه کاری ( به استثنای معاملات محصولات کشاورزی ولو آنکه از طریق مقاطعه انجام شود) .

2- حق العملکاری .

3 – اکتشاف و استخراج و بهره برداری ( به استثنای معادن طبقه اول مندرج در قانون معادن و همچنین نمک طعام معادن مذکور در ملک شخصی آنها واقع است ).

4 – قرارداد نقشه برداری و قرارداد نقشه کشی و نظارت در اجرای آن .

5 – قرارداد مطالعات و مشاورات فنی و مالی و حقوقی.

6 – شرکت در مزایده و مناقصه .

7 – خرید و فروشهایی که باید طبق قانون محاسبات عمومی یا مناقصه و یا مزایده انجام شود هر چند به موجب قوانین دیگر از مناقصه و مزایده استثناء شده باشد.

تبصره 4 – معاملات و اجناس و کالاهای انحصاری دولت و امور مطبوعاتی دولت و شهرداریها از موضوع این قانون مستثنی است.

ماده 2 – اشخاصی که برخلاف مقررات ماده فوق شخصا" و یا به نام و یا واسطه اشخاص دیگر مبادرت به انجام معامله نمایند و یا به عنوان داوری در دعاوی فوق الاشعار شرکت کنند و همچنین هر یک از مستخدمین دولتی ( اعم از کشوری و لشگری) و سایر اشخاص مذکور در ماده فوق در هر رتبه و درجه و مقامی که باشند هرگاه برخلاف مقررات این قانون عمل نمایند به حبس مجرد از دوتا چهار سال محکوم خواهند شد و همین مجازات برای مسوولین شرکتها و موسسات مذکور در بند (7 و 8) ماده اول که با علم و اطلاع بستگی و ارتباط خود و یا شرکاء را در موقع تنظیم قرارداد و انجام معامله اظهار ننمایند نیز مقرر است و معاملات مزبور باطل بوده و متخلف شخصا" و در صورت تعدد متضامنا" مسئول پرداخت خسارات ناشی از آن معامله یا داوری و ابطال آن میباشند.

تبصره – کارمندان مشمول ماده اول که بر اثر اجرای این قانون مایل به ادامه خدمت دولتی نباشند بازنشسته محسوب و در صورتی که مشمول مقررات بازنشستگی نباشند کسور بازنشستگی پرداختی دفعه" واحده به آنان پرداخت میشود.

ماده 3 – از تاریخ تصویب این قانون هیچ یک از نمایندگان مجلسین در دوره نمایندگی حق قبول وکالت در محاکم و مراجع دادگستری ندارند ولی دعاوی و وکالتهایی که قبل از تصویب این قانون قبول کرده اند به قوت خود باقی است.

ماده 4 – دولت مامور اجرای این قانون میباشد.

 

1-   آنقدر بخندی که دلت درد بگیره.

2-     بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزارتا نامه داری 

3-     برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

4-    به آهنگ مورد علاقه ات از رادیو گوش بدی

5-    به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

6-    از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه

7-    آخرین امتحانت را پاس کنی.

8-    کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه.

9-    توی شلواری که توی سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی.

10-   برای خودت تو آئینه شکلک در بیاری و بهش بخندی.

11-    بدون دلیل بخندی.

12-    بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف میکنه.

13-    از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی.

14-    آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به به یاد شما می یاره.

15-   عضو یک تیم باشی.

16-   از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی.

17-   دوستای جدید پیدا کنی.

18    لحظات خوبی را با دوستانت سپری کنی.

19-   کسانی رو که دوستشون داری خوشحال ببینی.

20-   یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده.

21-  عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی.

22-  یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره.

23-  وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشون میده . تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده.

  امروز نوبت توست که صدای کف زدن های تماشاگران ، گاه  تو را به آسمان ببرد. به آسمان ها برو ، ولی گاهی هم به روی زمین بیا و مردم را تماشا  کن؛ زندگی آنهایی که با شکم گرسنه و در حالی که پاهایشان از بینوایی می لرزد،  هنر نمایی می کنند. من خود یکی از آن ها بوده ام.

جرالدین، دخترم، تو مرا درست نمی شناسی، در آن شب ها ی بس دور، با تو قصه ها گفتم؛ آن هم داستانی شنیدنی است.  داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن ، آواز می خواند و صدقه می گرفت، داستان من است. من طعم گرسنگی را چشیده ام. من درد نابسامانی را کشیده ام. و از این ها بالاتر من، رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش  موج می زند و سکه صدقه آن رهگذر، غرورش را خرد نمی کند. با این همه زنده ام و از زندگان پیش از آن که  بمیرند، حرفی نباید زد. به دنبال نام تو ، نام من است : « چاپلین »

دخترم، در دنیایی که تو در آن زندگی می کنی، دنیای هنرپیشگی و موسیقی است. نیمه شب، آن هنگام که از سالن پرشکوه * شانزلیزه * بیرون می آیی، آن ستایشگران ثروتمند را فراموش کن.

از آن راننده تاکسی که تو را به منزل می رساند، احوالپرسی کن. حال زنش را بپرس و اگر باردار بود پولی را برای خریدن لباس بچه اش نداشت، مبلغی را پنهانی به او بده.

به نماینده ام در پاریس دستور داده ام فقط وجه این نوع خرج های تو را بی چون و چرا بپردازد. اما برای خرج های دیگرت باید صورت  حساب بفرستی .

دخترم جرالدین، گاهی با مترو و اتوبوس شهر را بگرد و مردم را نگاه کن. زنان بیوه و کودکان یتیم را بشناس، و دست کم، روزی یک بار بگو: « من هم از آنها هستم » . تو واقعا یکی از آنها هستی نه بیشتر !

هنر قبل از آنکه دو بال به انسان بدهد، اغلب دو پای  او را می شکند. وقتی به مرحله ای رسیدی که خود را برتر از تماشاگران خویش بدانی، همان لحظه تئاتر را ترک کن و با تاکسی خود را به حومه  پاریس برسان. من آن جا را به خوبی می شناسم. آنجا بازیگران همانند خویش را خواهی دید که قرن ها پیش، زیباتر از تو و مغرورتر از تو، هنرنمایی می کنند. اما در آن جا از نور خیره کننده تئاتر * شانزلیزه * خبری نیست .



ادامه مطلب ...
90/03/09 :: 8:41 ::  نويسنده : سیروس سکاکی

به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بربی‌ثمری لحظه‌ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی‌اش سوگوار نباشم..

خدایا چنین زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم دانست…

ای خداوند…

ای خداوند! به علمای ما مسئولیت، و به عوام ما علم، و به مومنان ما روشنایی، و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیروان ما آگاهی و به جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خفتگان ما بیداری و به دینداران ما دین و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به نومیدان ما امید و به ضعیفان ما نیرو و به محافظه‌کاران ما گستاخی و به نشستگان ما قیام و به راکدین ما تکان و به مردگان ما حیات و به کوران ما نگاه و به خاموشان ما فریاد و به مسلمانان ما قرآن و به شیعیان ما علی(ع) و به فرقه‌های ما وحدت و به حسودان ما شفا و به خودبینان ما انصاف و به فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خودآگاهی و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش!

خبرآنلاین نوشت:

قسمت هایی از دعای عرفه امام حسین (ع) به قلم دکتر علی شریعتی

اگر به فرض که هیچ دلیلی بر حقانیت و صلاحیت امام حسین (ع) نباشد , بعد آدم یک بار دعای عرفه بخواند, می شود به "حسین" ایمان نیاورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟دیوانه اش نشود؟ آیا چنین چیزی امکان دارد؟ یک بار بخوانید، عاشق می شوید...

حمد و سپاس خدایی را سزاست که تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمی شکند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمی دارد و هیچ آفریده ای به پای شباهت مخلوقات او نمی رسد.

حهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من تو را باز نداشت از اینکه راهنمایی ام کنی به سوی صراط قربتت و موفقم گردانی به آنچه رضا و خوشنودی توست.

پس

هر گاه که تو را خواندم پاسخم گفتی .

هر چه از تو خواستم عنایتم فرمودی.

هرگاه اطاعتت کردم قدردانی و تشکر کردی.

و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم بر نعمت هایم افزودی.

و اینها همه چیست؟

جز نعمت تمام و کمال و احسان بی پایان تو؟!

من کدام یک از نعمت های تو را می توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر سپارم؟

خدایا!الطاف خفیه ات و مهربانی های پنهانی ات بیشتر و پیشتر از نعمتها ی آشکار توست.

خدایا!من را آزرمناک خویش قرار ده آن سان که انگار میبینمت.

من را آنگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس می کنم.

 

ادامه مطلب ...
89/11/15 :: 17:20 ::  نويسنده : سیروس سکاکی

کرايگ هايپر؛ نويسنده، محقق، مقاله نويس، مجري راديو و تلويزيون و يک سخنران حرفه اي است. در 25 سال گذشته، او با کارهايش به عنوان يک کارشناس حرفه اي موفقيت در حوزه هاي شخصي و اجتماعي معرفي شده. هاپير يک سايت هم درباره سخنراني موثر دارد که در آن نوشته:

«من خواسته ام بخش هاي مهم کتاب هاي کمکي که تا به حال خوانده ام و تجربه هايي که در زندگي ام داشته ام را به صورت 40 نکته کليدي فشرده کنم و در اختيار ديگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب هايي که در سطح جهاني فروخته مي شوند و درباره خودياري هستند ممکن است براي بعضي ها قابل استفاده باشند ولي من مايلم چيزي بنويسم که براي همه مفيد واقع شود.» حالا اين شما و اين هم 40 توصيه کرايگ هايپر. بخوانيد و قضاوت کنيد.

1. They look for and find opportunities where others see nothing.

1) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند.

2. They find a lesson while others only see a problem.

 2) از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند.

3. They are solution focused.

 3) روي راه حل ها تمرکز مي کنند.

4. They consciously and methodically create their own success, while others hope success will find them.

 4) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني که ديگران آرزو مي کنند موفقيت به سراغ شان آيد.

5. They are fearful like everyone else, but they are not controlled or limited by fear.

 5) مثل بقيه ترس هايي دارند ولي اجازه نمي دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

6. They ask the right questions – the ones which put them in a productive, creative, positive mindset and emotional state.

 6) سوالات درستي از خود مي پرسند. سوال هايي که آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي دهد.

7. They rarely complain (waste of energy). All complaining does is put the complainer in a negative and unproductive state.

 7) به ندرت از چيزي شکايت مي کنند و انرژي شان را به خاطر آن از دست نمي دهند. همه چيزي که شکايت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي بافي و بي ثمر بودن است.

8. They don’t blame (what’s the point?). They take complete responsibility for their actions and outcomes (or lack thereof).

 8) سرزنش نمي کنند (واقعا فايده اش چيست؟) آنها مسووليت کارهايشان و نتايج کارهايشان را تماما به عهده مي گيرند.



ادامه مطلب ...

 من با یکی از هم‌اتاقی‌هایم، همکار بودم و صبح‌ها هنگامی‌که بیدار می‌شدیم تا عازم محل کار شویم، طاقت‌فرساترین زمان موجود در رابطه‌ی دوستی‌مان بود. من بلافاصله بعد از شنیدن صدای زنگ ساعت بیدار می‌شدم و کارهای روزمره‌ام را انجام می‌دادم؛ در عوض او تا چند دقیقه بعد از خاموش شدن زنگ در رختخواب می‌ماند، به سراغش می‌رفتم، چند بار تکانش می‌دادم و تذکر می‌دادم که باز هم دیرمان خواهد شد اما هیچ‌یک از این کارها کمک نمی‌کرد؛ او هم شروع به غرزدن و شکایت می‌کرد.

 برخی اوقات هم خشمگین می‌شد و با عصبانیت می‌گفت: «ولم کن»، «ازت متنفرم» یا فقط می‌گفت: «بمیر». من هم ناراحت می‌شدم و به دنبال کار خودم می‌رفتم و برای تأخیر مجدد در محل کار حاضر می‌شدم. بعد او بیدار می‌شد، یک فنجان قهوه‌ی غلیظ می‌خورد و تازه بعد از نوشیدن قهوه، عذرخواهی می‌کرد، بعد هم می‌خندیدیم و فردا صبح دوباره روز از نو، روزی از نو؛ تمام این ماجراها تکرار می‌شد.

تفاوت خواب ما به‌دلیل این‌که من به صدای زنگ ساعت سریع‌تر واکنش نشان می‌دادم، نبود بلکه «ریتم شبانه‌روزی» است که میان افراد متفاوت است و می‌تواند ما را به جغد شب یا چکاوک صبح تبدیل کند. ریتم شبانه‌روزی یک دوره‌ی ۲۴/۱ ساعته است که چرخه‌ی خواب - بیدار را تنظیم می‌کند.



ادامه مطلب ...

یادگیری زبان انگلیسی به خصوص در سنین بزرگ‌سالی کار خسته‌کننده‌ای است! دشوارترین قسمت آن یادگیری لغات است. برای این‌که لغات را به حافظه بسپارید راه‌های گوناگونی هست؛

مثلا" تکرار لغات یکی از رایج‌ترین شیوه‌های یادگیری است. اگر لغتی را بارها ببینید، بشنوید و بنویسید کم‌کم آن را از بر می‌شوید. البته این نکته فراموش نشود "حفظ لغات روش خوبی نیست". یعنی اگر منظور شما از حفظ لغات این است که در طول روز لیستی شامل ۱۰۰ لغت را آن‌قدر تکرار کنید که در پایان آن روز بتوانید معنی آن‌ها را به فارسی بگویید در اشتباه هستید! در روش آکادمیک و صحیح از هر لغت باید حدود ۴۰۰ بار در مکالمات روزمره و فی‌البداهه استفاده کنید تا در حافظه‌تان حک شود. بنابراین صبور باشید! می‌خواهیم روش‌هایی مؤثر را برای یادگیری لغات زبان‌های خارجی به شما معرفی کنیم.

 البته این نکته فراموش نشود "حفظ لغات روش خوبی نیست".        

استراتژی پاسخ‌گویی به سؤالات چهارگزینه‌ای                              

ارزیابی و ارزش‌گذاری برای ما همیشه با دلهره و اضطراب همراه بوده است. با پیشرفت علم، پیچیده‌تر شدن هدف آموزش و بالا رفتن تعداد دانش‌آموزان، به طبع شرایط ارزش‌گذاری و ارزیابی نیز بسیار مشکل‌تر شده است و در دنیای رقابت برای کسب نمره‌های بهتر و بالاتر، بد نیست از روش‌های مناسب برای پاسخ‌گویی به انواع سؤالات امتحانی آگاهی داشته و در مواقع لزوم آن‌ها را به‌کار ببندیم.

سؤالات چهارگزینه‌ای یکی از رایج‌ترین انواع سؤالات امتحانی است. همان‌طور که می‌دانید سؤالات این نوع امتحانات از ۲ بخش تشکیل می‌شود؛ بخش اول عبارت یا سؤال است و بخش دوم گزینه‌هایی است که باید آزمون‌دهندگان از میان آن‌ها پاسخ صحیح را انتخاب کنند.

در پاسخ‌گویی این نوع سؤالات، نکات زیر را به خاطر داشته باشید

سؤالات را با دقت بخوانید. دقت کنید هر سؤال باید فقط یک گزینه‌ی صحیح داشته باشد.

قبل از پاسخ‌گویی، از میزان نمره‌ی منفی پاسخ‌های نادرست اطمینان حاصل کنید.

قبل از امتحان، مدت‌زمانی که برای پاسخ‌گویی در اختیار دارید را بپرسید و آن‌را در طول امتحان در نظر بگیرید زیرا زمان، تعیین‌کننده‌ی استراتژی شما در امتحان خواهد بود.

یک دور سریع سؤالات را روخوانی کنید و ابتدا به سؤالات آسان‌تر پاسخ دهید و در کنار سؤالاتی که باید با روشی مناسب به آن‌ها پاسخ دهید، علامت بگذارید.               

پاسخ‌های عددی؛ در این نوع گزینه، بالاترین و پایین‌ترین متن عدد را کنار گذاشته و اعداد باقی‌مانده در دامنه‌ی متوسط را بررسی کنید.

 یک دور دیگر به سؤالات نگاهی انداخته و این‌بار به سؤالات مشکل‌تر جواب دهید. با این روش ممکن است سرنخ‌هایی را از دوره‌ی اول سؤالات به‌دست آورید که برای پاسخ‌گویی به سؤالات مشکل‌تر به شما کمک کنند. در ضمن با گذشت زمان، بیش‌تر به شرایط آزمون عادت کرده و با آرامش بیش‌تری به امتحان ادامه می‌دهید.

اگر هنوز وقت باقی‌مانده است، یک‌بار سؤالات و پاسخ‌ها را باهم دوره کنید، زیرا امکان دارد در دوره‌ی اول سؤال، اشتباه خوانده باشید.

روی گزینه‌ها را بپوشانید؛ اول سؤال یا عبارت را بخوانید و سعی کنید به آن پاسخ دهید، سپس از میان گزینه‌ها پاسخی را انتخاب کنید که با جواب‌تان بیش‌تر جور درمی‌آید.

سؤال را با هر یک از گزینه‌ها بخوانید؛ یعنی با هر گزینه مثل سؤال درست / نادرست نگاه کرده و سپس صحیح‌ترین جواب را انتخاب کنید.

روش پاسخ‌گویی به سؤالات دشوار

به‌جای انتخاب جواب درست، ابتدا گزینه‌هایی که می‌دانید غلط هستند را حذف کنید و سپس از میان پاسخ‌های باقی‌مانده، صحیح‌ترین را انتخاب کنید.



ادامه مطلب ...

کسی که می لنگد یعنی هنوز راه می رود!

خوش بین باشید اما خوش بین دیر باور! هرگز نمی توان با آدمهای کوچک کارهای بزرگ انجام داد.

نگذارید که حتی آب دادن گل های باغچه به عادت آب دادن گل های باغچه تبدیل شود.

ما هرگز خوش بختی خود را نمی بینیم اما خوش بختی دیگران همیشه در پیش چشم ماست.

کسی که سوال می پرسد چند دقیقه احمق است اما کسی که سوال نمی پرسد برای همیشه احمق است.

به نور نگاه کن! سایه ها پشت سرت خواهند بود.

عشق قبل از آن که دو بال به انسان بدهد، دو پای او را می شکند.

هرگز امید را از کسی سلب نکن. شاید تنها چیزی باشد که او دارد.

حسود فکر می کند که اگر پای همسایه اش بشکند. او بهتر می تواند راه برود.

کسی که کاری نمی کند اشتباهی نمی کند و کسی که اشتباهی نمی کند چیزی یاد نمی گیرد.

هر وقت که زمین خوردی، حداقل چیزی از زمین بردار!

اگر  می خواهید اخلاق کسی را امتحان کنید به او قدرت بدهید.

مشکل دنیا این است که جاهلان مطمئن هستند و دانایان مردّد.

این کوه نیست که شما را از پای می اندازد، خرده ریگی است که در کفش دارید.

اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید اشک بریزی، لذت دیدن ستاره ها را از دست می دهی.

بردن همه چیز نیست، اما تلاش برای بردن چرا؟!

کسی که از شکست می ترسد به شکست خود اطمینان دارد.

برای هر مشکلی حداقل دو راه حل وجود دارد: سکوت و گذر زمان.

زیاد زیستن آرزوی همه است اما خوب زیستن آرمان یک عده معدود.

قانون بقای اشتباه : ما اشتباهات جدیدی کشف نمی کنیم، اشتباهات گذشته را تکرار می کنیم.

از زندگی آنچه لیاقتش را داریم به ما می رسد، نه آن چه آرزویش را!

آنکه ثروت خود را باخت، زیاد باخته، اما آن که شهامت خود را باخت، پاک باخته.

من به شانس خیلی اعتقاد دارم، چون هر وقت که تلاش می کنم. شانس می آورم!

پشیمانی از کارهایی که انجام داده ایم با گذر زمان کم می شود.اما برای کارهایی که انجام نداده ایم همیشگی است.

اگر خاموش باشی و دیگران به سخنت بیاورند بهتر از آن است که سخن بگویی و دیگران خاموشت کنند.

هیچ بستری نرم تر از وجدان آسوده نیست.



ادامه مطلب ...
89/10/05 :: 12:33 ::  نويسنده : سیروس سکاکی

فقر

می خواهم بگویم ......

فقر همه جا سر میکشد .......

فقر، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست ......

فقر، چیزی را " نداشتن " است، ولی، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست ...

فقر، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتاب فروشی می نشیند ......

فقر، تیغه های برنده ماشین بازیافت است،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد می کند......

فقر، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند .....

فقر، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....

فقر، همه جا سر میکشد ........

فقر، شب را " بی غذا" سر کردن نیست ..

فقر ، روز را " بی اندیشه" سرکردن است

دکتر شریعتی

مقایسه مدیریت در ایران و انگلستان

انگلستان: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده ميشود

ايران: موفقيت مدير سنجيده نميشود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است.

انگلستان: مديران بعضی وقتها استعفا ميدهند.

ايران: عشق به خدمت مانع از استعفا ميشود.

انگلستان: افراد از مشاغل پايين شروع ميکنند و به تدريج ممکن است مدير شوند.

ايران: افراد مدير مادرزادی هستند و اولين شغلشان در بيست سالگی مديريت است.

انگلستان: برای يک پست مديريت، دنبال مدير ميگردند.

ايران: برای يک فرد، دنبال پست مديريت ميگردند و در صورت لزوم اين پست ساخته ميشود.

انگلستان: يک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدير شود.

ايران: يک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حاليکه مديرش سه بار عوض شده.

انگلستان: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مديريت ميکنند.

ايران: اگر بخواهند از کسی هيچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مديريت ميکنند.

انگلستان: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی ميکند و حتی ممکن است محاکمه شود. .

ايران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدير ميشود و پست مديريت جديد ميگيرد.

انگلستان: مديران بصورت مستقل استخدام و برکنار ميشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار ميکنند.

ايران: مديران بصورت مستقل و غيرهماهنگ کار ميکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار ميشوند.

انگلستان: برای استخدام مدير، در روزنامه آگهی ميدهند و با برخی مصاحبه ميکنند.

ايران: برای استخدام مدير، به فرد مورد نظر تلفن ميکنند.

انگلستان: زمان پايان کار يک مدير و شروع کار مدير بعدی از قبل مشخص است. .

ايران: مديران در همان روز حکم مديريت يا برکناريشان را ميگيرند.

انگلستان: همه ميدانند درآمد قانونی يک مدير زياد است.

ايران: مديران انسانهای ساده زيستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.

انگلستان: شما مديرتان را با اسم کوچک صدا ميزنيد.

ايران: شما مديرتان را صدا نميزنيد، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نميدهد.

انگلستان: برای مديريت، سابقه کار مفيد و لياقت لازم است.

ايران: برای مديريت، مورد اعتماد بودن کفايت ميکند.

89/06/16 :: 3:56 ::  نويسنده : سیروس سکاکی
درنظردارم درجهت ترویج موسیقی اصیل وسنتی ایرانی وبرای ارج نهادن به اساتیدی که دراین راستازحمت فراوانی کشیده اندوبنابه عللی موردبی مهری قرارگرفته اندآوازهاوترانه هایی راجهت دانلوددروبلاگ محقرخویش قراردهم لذاازهمه دوستان خواهشمندم علاقه مندیهای خودرادرنظرات اعلام تابیشتربتوانیم باهمکاری همدیگردرپربارنمودن این قسمت موفق باشیم.لذامنتظرنظرات سازنده وهمچنین انتقادهای شماعزیزان هستم.
89/05/23 :: 3:26 ::  نويسنده : سیروس سکاکی

پول میتونه سرگرمی رو بخره اما نه شادی رو.

Money can buy an amusement, but not happiness

پول میتونه رختخواب رو بخره اما نه خواب رو.

Money can buy a bed, but not sleep

پول میتونه غذا رو بخره اما نه اشتها رو.

Money can buy a food, but not appetite

پول میتونه دارو رو بخره اما نه سلامتی رو.

Money can buy a medicine, but not health

پول میتونه وسیله آرایش بخره اما نه زیبایی رو.

Money can buy cosmetic, but not beauty

پول میتونه خدمتکار بخره اما نه دوست رو.

Money can buy a servant, but not friend

پول میتونه پست(مقام)رو بخره اما نه بزرگی رو.

Money can buy a position, but not greatness

پول میتونه نوکری رو بخره اما نه وفاداری رو.

Money can buy a service, but not loyalty

پول میتونه قدرت رو بخره اما نه اعتبار رو.

Money can buy a power,but not authority

پول میتونه انسان رو بخره اما نه خدا رو.

Money can buy a man, but not God

89/05/23 :: 3:21 ::  نويسنده : سیروس سکاکی

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.

 سلامتی:

1- آب فراوان بنوشید.

2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.

3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).

5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.

6- بیشتر بازی کنید.

7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

9- 7 ساعت بخوابید.

10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.



ادامه مطلب ...
 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک
 
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو